اسماعيل ناظم

88

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

كلّ حادث مسبوق بالمادّة پيش از هر موجودى كه در صحنهء پهناور هستى و ميدان گستردهء زمان ، خودنمايى كند ، ماده‌اى وجود خواهد داشت كه آن ماده حامل امكان آن موجود است . اگر اين قضيه صادق باشد ، چنان‌كه براهين بسيار محكم ، مطابقت آن را با واقع تأييد مىكنند ، عكس نقيض آن نيز صادق است كه گفته شود اگر ماده‌اى كه حامل قوّهء شىء است ، پيش از آن شىء موجود نباشد ، هيچ شيئى در جهان پاى به منصهء ظهور نخواهد گذاشت و عالم هم‌چنان در كتم عدم يا مرحلهء كمون باقى خواهد ماند . يادآورى اين نكته لازم است كه مقصود از كلمهء حادث در اين قاعده ، حادث زمانى است نه فقط حادث ذاتى ، كه سبق امكان ذاتى ، آن را كفايت مىكند . بنابراين ، موضوع بحث در اين قاعده ، موجودات مادى و حوادث زمانى خواهند بود و مجردات محضه كه شئون ربوبى هستند از دايرهء اين مبحث خارج‌اند . اين قاعده نيز مانند ساير قواعد منشأ آثار بسيارى است و مسائل گوناگونى بر آن مترتب مىشود ؛ كه از جملهء آن يكى مسئلهء صحيح موجود به دو قسم « بالفعل » و « بالقوّه » است ؛ و ديگرى مسئلهء مهم و اساسى اتحادى بودن تركيب ماده و صورت است ، در مقابل قول به انضمامى بودن آن ، كه عده‌اى طرفدار آنند . تقرير برهان برهانى كه معمولا براى اثبات اين قاعده اقامه مىنمايند ، به اين ترتيب است كه گفته مىشود : هر موجودى كه در اين جهان حادث مىشود ، هميشه جاى طرح اين سؤال باقى است كه آيا پيش از اينكه موجود شود فى نفسه ممكن است كه موجود شود يا اينكه محال است وجود پيدا كند . در مورد شق دوم ، كه وجود پيدا كردن آن فى نفسه محال باشد ، بايد گفت هرگز نمىتواند موجود شود و هم‌چنان در كتم عدم باقى خواهد ماند . اما در مورد شق اول ، كه وجود پيدا كردن آن فى نفسه ممكن باشد ، باز هم جاى طرح اين سؤال باقى است كه آيا اين امكان وجود ، خود موجود است يا معدوم ؟